من حقیرم گوشه گیرم از غصه می میرم
تو رهایی مث بارون من توی گریه اسیرم
تو پریزاد عشقی من ولی پر از گناهم
تو طلوع صبح نوری من مث شب سیاهم
این کنایه ها رو بشنو ! منو عاشقانه بشناس
تو نا مهربونی و سرد ... من اسیر دست احساس
صد تا کوه و صد تا دریا فاصله میون ما بود
ولی قلب عاشق من خالی از فاصله ها بود
واسه من ستاره بودی تو خودت می گفتی ماهی
ولی جا گذاشتی رفتی منو تو قلب سیاهی
این کنایه ها رو بشنو ! منو عاشقانه بشناس
تو نا مهربونی و سرد ... من اسیر دست احساس
در زمستان سرد با دلی رفته از دست
زیر لب می خوانم :
کاش می شد به تو گفت که تو تنها سخن شعر منی
تو نرو دور نشو از بر من
تو بمان تا که نمیرد دل من
پر اشکی ، پر آهی ، مث من
میشکنی این روزا گاهی مث من
میشکنی هیشکی سراغت نمیاد
چه غریب و بی پناهی مث من
این روزا دلم گرفته مث تو
دلم از خودم گرفته مث تو
هیچی جز گریه ازم نمی شنوی
خنده هامو غم گرفته مث تو
این روزا از همه دوری می دونم
بی نشونی ، بی عبوری می دونم
واسه هر کی گله داری واسه من
هنوزم سنگ صبوری می دونم
خنوزم ابر بهاریم من و تو
بی قراریم که بباریم من و تو
هنوزم آینه فردا رو داریم
ململ رنگی رویا رو داریم
هنوزم مثل همیشه با همیم
با همیم انگاری دنیا رو داریم

فکر تو ، منو سوزوندن ! فکر من با تو نموندن
واسه دوس داشتن فردا ، واسه عاشقونه خوندن
دیگه فایده ای نداره ، فکر هر دومون سیاهه
وقت ریزش غرورم ، بی کسی یه سرپناهم
تو نگات یه آینه داشتی ، اونو من به جون خریدم
ولی جز گریه و حسرت ، چیز تونگات ندیدم
بساط رفتن و جور کن ، ایندفعه نوبت من نیس
آره من شبه دیوم ، تو نشو شبه چل گیس
تک وتنها تو اتاقم ، می مونم با در و دیوار
اینه حرف آخر من ، تو برو خدا نگهدار

من گل پژمرده ای هستم
چشم هایم چشمه خشک کویر غم
تشنه یک بوسه خورشید
تشنه یک قطره شبنم
داره از شاخه گل خون می ریزه
خون داره از دلی داغون می ریزه
بی خودی گردن پاییز نندازین
آبروی گل و گلدون می ریزه
همیشه اینجوری بود از قدیم
آب بارون توی ناودون می ریزه
تو قفس دوزاریم افتاد که چرا
... دونه میاد ، لب ایون می ریزه
این کیه که گریه شو یواشکی
داره از پنجره بیرون می ریزه
یه روزی خلاصه این اشکای شور
کوچه ها رو به خیابون می ریزه
من و این تاب و تنهایی ، تو و عشقی که غمباره
من و این فاصله ، این شب ، که سرد مثل دیواره
هنوزم از چشات دورم ، به این تنهایی مجبورم
به من فرصت بده باشم ، هنوزم با نگات جورم
تو با دستای بارونیت ، به دست من نفس دادی
به تو بخشیدم عشقم رو ، ولی این حس و پس دادی
تو این تردید تکراری ، دارم آهسته می پوسم
تو گوش لحظه می پیچه ، صدای آه و افسوسم
تو این دلتنگی ها مردم ، بذار دستاتو تو دستم
ببین تب داره انگشتام ، منم مثل خودت خسته م
هنوزم توی این تبعید ، تو این دلتنگی زندونم
قسم به چشم بارونیت ، پشیمون پشیمونم
از این دلسردی لحظه ، از این دلشوره دلگیرم
می دونی با تو می تونم ، می دونی با تو می میرم .
زن مدل هارد دیسک : همه چی یادش می مونه ، تا ابد !
زن مدل رم : از دل برود هر آنکه از دیده برفت !
زن مدل ویندوز : همه می دونن که هیچ کاری رو درست انجام نمی ده ، ولی کسی نمی تونه بدون اون سر کنه !
زن مدل اکسل : میگن خیلی هنرها داره ولی شما فقط برای نیازهاتون ازش استفاده می کنین !
زن مدل اسکرین سیور : به هیچ دردی نمی خوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمیره !
زن مدل سرور : هر وقت لازمش دارین مشغوله !
زن مدل مولتی مدیا : کاریه !
قسم به عشق پاکی که یه عمره
از تو ،توی این دل خسته مونده
قسم به غصه ای که با قشنگی
اشک و روی گونه من چکونده
قسم به چشمای سیاه و نازت
که قلب عاشق من و سوزونده
به حرمت خدا که با قسمش
ما رو به سمت و سوی هم کشونده
به عرش آسمون می ره داد من
می لرزونه عالم و فریاد من

